تلفیق آموزش مجازی و مدل های مدیریت دانش دانشگاه‌ها

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی
در دنیای امروز، آموزش مجازی به بستری پویا برای تجربه، تعامل و تصمیم‌گیری بدل شده است. دانشجویان و استادان نه‌فقط مصرف‌کننده محتوا، بلکه سازندگان معنا و دانش‌اند. در این مقاله نشان می‌دهیم که چگونه مدیریت دانش دانشگاهی از دلِ تعاملات انسانی، بازاندیشی در محتوا و تصمیم‌گیری‌های آموزشی و فردی شکل می‌گیرد.

در سال‌های اخیر، آموزش مجازی به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی تحول در آموزش عالی، به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است. هم‌زمان، دانشگاه‌ها نیاز دارند تا از مدل‌های پیشرفته مدیریت دانش دانشگاهی برای ارتقاء کیفیت آموزش و توسعه هویت حرفه‌ای بهره بگیرند. یکی از برجسته‌ترین این مدل‌ها، مدل Wiigاست که تاکید می‌کند دانش باید براساس نحوه استفاده سازماندهی شود.

مدل Wiig در مدیریت دانش دانشگاهی

در مدل Wiig، دانش در سطوح مختلف فردی و سازمانی تحلیل شده و در مدل‌های ذهنی افراد ذخیره می‌شود. این مدل می‌تواند به‌صورت موثری با ساختار آموزش مجازی دانشگاه‌ها تلفیق شود و در قالب جوامع آموزش مجازی توسعه یابد.

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

تلفیق آموزش مجازی و سطوح توسعه هویت حرفه‌ای

مطالعات جدید، پنج سطح از هویت حرفه‌ای را معرفی می‌کنند که می‌توانند با مدل Wiig ترکیب شوند:

سطح ۱. تازه‌کار (Pragmata):

در سطح نخست، محیط‌های آموزش مجازی با چالشی بنیادین مواجه هستند: حضور دانشجویانی که اگرچه در سامانه مدیریت یادگیری (LMS) ثبت‌نام کرده‌اند، اما مشارکت مؤثری در مباحث و تعاملات علمی ندارند. در این مرحله، هر دو نوع تعامل (استاد-دانشجو و دانشجو-دانشجو) بسیار محدود و سطحی است. از منظر مدیریت دانش دانشگاهی، این فاز را می‌توان مرحله‌ای دانست که فاقد یک چرخه اثربخش خلق، تسهیم و به‌کارگیری دانش است. در عوض، تمرکز اصلی بر انتقال یک‌سویه اطلاعات از طریق ابزارهای آموزش مجازی قرار دارد. در چنین شرایطی، دانش عمدتاً در حافظه کوتاه‌مدت پردازش شده و به ندرت به سطوح عمیق‌تر پردازش مفهومی و درونی‌سازی می‌رسد. این وضعیت، بیانگر شکل‌گیری اولیه هویت حرفه‌ای تحت تأثیر عوامل بیرونی است که پیوند ضعیفی با اهداف اصیل مدیریت دانش دانشگاهی و تعمیق محتوای علمی دارد. به طور خلاصه، این مرحله، نقطه ورود به چرخه یادگیری مجازی است که برای جلوگیری از رکود، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق مبتنی بر اصول مدیریت دانش برای تحول به سطوح بالاتر درک و تعامل است.

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

سطح ۲. مبتدی (Phronesis):

در سطح دوم، دانشجویان با مفاهیم پایه‌ای آموزش مجازی و مسیرهای دسترسی به دانش آشنا هستند اما در استفاده کاربردی از آن دچار سردرگمی‌اند. در این مرحله، رابطه میان محتوای ارائه‌شده از سوی سامانه‌های مدیریت آموزش مجازی و کاربرد آن در موقعیت‌های واقعی حرفه‌ای، ضعیف است. مدیریت دانش دانشگاهی در این سطح بیشتر بر روی انباشت داده تمرکز دارد تا بر کاربست اثربخش آن. از نظر هویت حرفه‌ای، افراد در این سطح تمرکز زیادی بر مسائل اجرایی روزمره دارند (مانند برخورد با والدین یا مدیریت رفتار دانش‌آموز) اما ادغام آن با بنیان‌های علمی آموزش بسیار کم‌رنگ است. چالش اساسی در این سطح، عدم هم‌راستایی میان درک علمی و تجربه عملی است که می‌تواند منجر به گسست شناختی شود. بنابراین، لازم است آموزش‌های مجازی به گونه‌ای طراحی شوند که امکان تمرین عملی، تحلیل موردی و بحث‌های تعاملی درون‌گروهی را تقویت کنند.


سطح ۳. شایستگی (Episteme):

سطح سوم به دانشجویانی اختصاص دارد که حجم قابل توجهی از دانش را اندوخته‌اند اما هنوز نمی‌توانند آن را به‌درستی در شرایط واقعی و حرفه‌ای پیاده‌سازی کنند. این مرحله در آموزش مجازی فرصتی است برای تعمیق مدیریت دانش دانشگاهی از طریق برنامه‌هایی چون eMentoring و eInternship که امکان یادگیری کاربردی و تعاملی را فراهم می‌کنند. در این سطح، شناخت از دانش عمیق‌تر شده اما هنوز تبدیل به مهارت نشده است. هویت حرفه‌ای افراد در این سطح، شروع به شکل‌گیری علمی و منطقی می‌کند، اما همچنان نیاز به تجربه عملی هدایت‌شده دارد. نقش جوامع آموزش مجازی در این مرحله بسیار مهم است، زیرا می‌توانند فضای مناسبی برای انتقال تجارب میان‌نسلی و تبیین راهکارهای استفاده از دانش فراهم کنند. ابزارهایی مانند نرم‌افزارهای آموزش مجازی، دوره‌های پروژه‌محور و پلتفرم‌های یادگیری مشارکتی، می‌توانند انتقال دانش را به سطح کنش‌گرایانه ارتقاء دهند.

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

سطح ۴. کارشناس (Eidos):

سطح کارشناس زمانی اتفاق می‌افتد که دانشجویان بتوانند بین نظریه و عمل ارتباط برقرار کنند و از دانش خود در شرایط مختلف حرفه‌ای به‌درستی استفاده نمایند. آموزش مجازی در این سطح به مرحله بلوغ می‌رسد و سامانه‌های مدیریت دانش دانشگاهی به صورت اثربخش‌تری برای اشتراک دانش، ارزیابی، بازخورد و به‌روزرسانی محتوای علمی عمل می‌کنند. در این سطح، فرد دارای تصویر ذهنی شفاف از حرفه خود است و می‌تواند به عنوان عضوی از یک جامعه حرفه‌ای معتبر شناخته شود. جوامع آموزش مجازی در این سطح به صورت تخصصی‌تر فعالیت کرده و اعضای آن درباره موضوعات تحقیقاتی پیشرفته، فرصت‌های تامین مالی و راهکارهای عملی بحث و تبادل نظر می‌کنند. استفاده از منابع چندرسانه‌ای، روش‌شناسی‌های دقیق‌تر و ارتباط بین‌المللی در چارچوب آموزش مجازی، مسیر توسعه حرفه‌ای را هموارتر می‌سازد.


سطح ۵. استاد (Nomos):

در بالاترین سطح، دانش به‌صورت کامل درونی شده و فرد نه تنها قابلیت تحلیل، تصمیم‌گیری و اقدام مستقل در محیط‌های پیچیده را دارد، بلکه در شکل‌گیری استانداردهای حرفه‌ای و تدوین سیاست‌های کلان نیز مشارکت می‌کند. در این مرحله، آموزش مجازی تبدیل به بستر اصلی مدیریت دانش دانشگاهی شده و شبکه‌های آموزش الکترونیکی نقشی کلیدی در توسعه دانش جهانی ایفا می‌کنند. افراد در این سطح، درک عمیقی از پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی آموزش دارند و فعالیت آنها در انجمن‌های تخصصی، کنفرانس‌ها، تولید محتوای علمی و استانداردسازی آموزشی، پررنگ است. هویت حرفه‌ای در این مرحله با مفهوم nomos گره خورده است؛ مفهومی که نشان‌دهنده پذیرش قوانین نانوشته و فرهنگی حرفه است. پلتفرم‌های پیشرفته LMS، سامانه‌های تحلیلی یادگیری، داده‌کاوی آموزشی و ابزارهای مشارکت جهانی، در این سطح از آموزش مجازی مورد استفاده قرار می‌گیرند تا هم مدیریت دانش را ارتقاء دهند و هم افق‌های تازه‌ای برای حرفه‌مندی علمی بگشایند.

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

مدل دوم: اقتباس از Choo

مدل Choo نیز از سه فرآیند کلیدی در جوامع آموزش مجازی حمایت می‌کند:

  • ایجاد معنا: بر اساس تجارب دانشجویان و استادان در محیط آموزش مجازی

ایجاد معنا در بستر آموزش مجازی فراتر از دریافت صرف اطلاعات است و مستلزم درگیر شدن فعالانه‌ی دانشجویان و استادان با تجربه‌های یادگیری است. هنگامی که دانشجویان در محیط‌های یادگیری آنلاین مشارکت می‌کنند، از طریق تعامل با ابزارهای دیجیتال، مواجهه با چالش‌های فناورانه، و مشارکت در مباحث درون‌کلاسی، تجربه‌هایی کسب می‌کنند که به تدریج معنا و مفهوم خاصی برایشان پیدا می‌کند. این معنا نه‌تنها از محتوا، بلکه از فضا، زمان، سبک تدریس، و نحوه پاسخ‌گویی استادان و هم‌کلاسی‌ها شکل می‌گیرد. استادان نیز با مشاهده نحوه مشارکت دانشجویان، بازخوردهای آن‌ها و تطبیق محتوای درسی با نیازهای فردی، فرآیند یادگیری را تفسیر کرده و معنایی تازه از آموزش، تدریس و نقش خود در این اکوسیستم به‌دست می‌آورند. در واقع، معنا در آموزش مجازی امری شخصی‌شده و پویش‌گرایانه است که در بطن تجربه‌های واقعی شکل می‌گیرد.


  • ساخت دانش: در تعامل دائم با محتوا و افراد

فرآیند ساخت دانش در محیط آموزش مجازی تنها به انباشت اطلاعات محدود نمی‌شود، بلکه نتیجه تعامل مداوم و معنادار با محتوا و سایر یادگیرندگان است. دانشجویان از طریق گفت‌وگوی همزمان یا ناهمزمان، همکاری در پروژه‌های گروهی، بحث در تالارهای گفتگو، و بازتاب‌نویسی شخصی، به درک عمیق‌تر از مفاهیم دست می‌یابند و دانش جدید می‌سازند. استادان نیز نقش تسهیل‌گر را ایفا می‌کنند و با ارائه بازخورد، طراحی فعالیت‌های تعاملی و به‌روزسازی محتوا، بستری را فراهم می‌آورند که در آن، یادگیری به‌صورت مشارکتی و پویا اتفاق می‌افتد. تعامل بین فردی با همتایان، تضارب آرا، و مرور انتقادی محتوای درسی، همگی به تقویت فرآیند ساخت دانش کمک می‌کنند. در چنین فضایی، یادگیری از یک فرآیند فردی به یک پدیده جمعی و بین‌فردی تبدیل می‌شود که در آن معنا از دل مشارکت و همکاری بیرون می‌آید.

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

  • تصمیم‌گیری: در سطح برنامه‌ریزی آموزشی و فردی

تصمیم‌گیری در محیط آموزش مجازی، هم در سطح کلان برنامه‌ریزی آموزشی و هم در سطح خرد انتخاب‌های فردی دانشجویان و استادان، نقش محوری دارد. در سطح کلان، طراحی مسیرهای یادگیری، انتخاب نوع فعالیت‌ها، ابزارهای ارزیابی و تخصیص منابع، همگی به تصمیم‌گیری‌های راهبردی نیاز دارند که باید با نیازهای متغیر یادگیرندگان هماهنگ باشد. در سطح فردی، دانشجویان باید تصمیم بگیرند که چگونه زمان خود را مدیریت کنند، چه منابعی را اولویت دهند، چگونه در بحث‌ها شرکت کنند و چه سبک یادگیری برایشان مؤثرتر است. استادان نیز با در نظر گرفتن بازخوردها، پیشرفت یادگیرندگان و شرایط محیطی، مداوماً در حال تصمیم‌گیری برای بهبود فرآیند یاددهی-یادگیری هستند. این تصمیم‌ها در محیطی اتخاذ می‌شوند که از داده‌ها، تعاملات و تحلیل‌های آموزشی پشتیبانی می‌گیرد و باید با انعطاف‌پذیری و پاسخ‌گویی همراه باشد تا یادگیری اثربخش‌تری رقم بخورد.

مزایای آموزش مجازی در مدیریت دانش دانشگاهی

  • تسهیل در اجرای eInternship
  • انعطاف‌پذیری در فضا، زمان و ابزار
  • امکان مشارکت بین‌المللی
  • امکان تحلیل بهتر داده‌های آموزشی توسط LMS

آموزش مجازی و مدیریت دانش دانشگاهی

توصیه‌ها برای دانشگاه‌ها

  1. ساختار برنامه درسی را براساس مدل‌های مدیریت دانش دانشگاهی طراحی کنند.
  2. از سامانه‌های آموزش مجازی پیشرفته نظیر MoodleوAdobe Connect  برای ارتقاء سطح آموزش استفاده کنند.
  3. ارتباط مستمر با انجمن‌های حرفه‌ای را برقرار کنند تا دانشجویان را به مسیرهای نوآورانه و کارآفرینی سوق دهند.
  4. سیستم مدیریت آموزش الکترونیکی (LMS) را به شکلی یکپارچه در آموزش و ارزشیابی دانشجویان پیاده‌سازی کنند.

تلفیق مدل‌های مدیریت دانش دانشگاهی با ساختارهای آموزش مجازی می‌تواند تحولی بنیادین در توسعه هویت حرفه‌ای دانشجویان ایجاد کند. استفاده هدفمند از پلتفرم‌های LMS و برنامه‌های مجازی مانند eMentorship، راه را برای دانشگاه‌هایی باز می‌کند که به دنبال یادگیری عمیق، مشارکتی و کارآمد هستند.

نظرات کاربران
الماسی

تلفیق گروه های آموزش مجازی ومدل های مدیریت دانش دانشگاه ها برای تعامل بیشتر مورد استفاده قرار میگیره

0 0

زمانی

سیستم آموزش الکترونیکی lms و سیستم آموزش مجازی با وبینار و نرم افزار ویدئو کنفرانس جون گرفته

0 0

مجاهد حسینی

بنظرتون تلفیق آموزش مجازی و آموزش حضوری تاثیرش چقدر بیشتر از آموزش مجازی هست؟

0 0

نظر شما

ایمیل شما نشر نخواهد شد.فیلد های ضروری با * نشانه گذاری شده است.

تصویر امنیتی Refresh Icon

لطفا از قرار دادن متن بصورت فینگلیش خودداری نمایید با تشکر

پیام شما بعد از بررسی نمایش داده خواهد شد

نظر خود را بنویسید